حاليا معجزهي باران را باور كن
و سخاوت را در چشم چمن زار ببين
و محبت را در روح نسيم
كه در اين كوچهي تنگ
با همين دست تهي
روز ميلاد اقاقي ها را جشن ميگيرد.
خاك جان يافته است
تو چرا سنگ شدي ؟
تو چرا اينهمه دلتنگ شدي ؟
بازكن پنجره ها را
و بهاران را
باور كن.
(فريدون مشيري)