تبليغاتX
نيش و نوش
پس بشارت باد به بندگانی که همه سخنان را می شنوند و از بهترینشان تبعیت می کنند

حجاب برای من که یک جنس مذکر هستم معلوم نیست که محدودیت است یا مصونیت. ولی گاهی اوقات که در خیابان توجه می کنم حس میکنم این حجاب برای خیلی ها اجبار است تا یک امر خودخواسته. نمی دانم اگر الان پیغمبر در راس جامعه ما حکومت می کرد چه برنامه ای می ریخت که این حجاب از امری اجباری به امری خودخواسته تبدیل شود. البته من گمان می برم همانند خیلی از مسائل رایج در جامعه ما اینکه ظاهر قضیه درست باشد کفایت می کند و چه نیاز است که وقت بگذاریم و مسائل را ریشه ای حل بکنیم. البته چه خوب بود که به صورت آزمایشی این حجاب گزمه ای را حذف می کردیم تا بفهمیم چند درصد از جوانانی که در حکومت اسلامی متولد شده اند و به مدارس اسلامی رفته اند و همه لساناً مسلمان هستند و اصلا کاباره و کلوبهای رقص شبانه و هزار محل فساد و فحشا که پدران ما برای از بین بردنشان انقلاب کردند را ندیده اند با چه سر و وضعی در جامعه حاضر می شوند.

ولی یک چیز کاملا برایم واضح و روشن است و این هم آنست که همانطور که کشف حجاب به فرهنگ و بدنه فرهنگی یک مملکت ضربه زد؛ حجاب اجباری هم اگر بیشتر ضربه نزند کمتر نخواهد زد.




+ نوشته شده در  سه شنبه 22 بهمن1387ساعت 11:5 قبل از ظهر  توسط ايمان خردمند  | 

این روزها بر در و دیوار شهر پلاکاردهایی میبینم که حاکی از روایت خدمات دولت نهم می باشد. آمار و ارقامی که مزین شده به تمثال مبارک رئیس جمهور معنوی و کار درست ایران که بیشتر به پوسترهای انتخاباتی می باشد تا پلاکاردهای اطلاع رسانی. حالا که خوب فکر می کنم میبینم تا انتخابات ریاست جمهوری هم چیزی نمانده. نمی دانم چرا با دیدن این تابلوهای شکیل یاد این بیت میافتم که مشک آنست که خود ببوید / نه آنکه عطار بگوید. 

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 7:27 بعد از ظهر  توسط ايمان خردمند  |